سديد الدين محمد عوفى

463

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

حكايت « 1 » ( 2 ) در كتاب الفرج بعد الشدة « 2 » آورده است كه عتيقى « 3 » شاعر گفته است كه در جوار من خواجه‌زاده‌اى بود كه « 4 » مال بسيار « 5 » از پدر ميراث يافته بود و در خرج آن « 6 » طريق « 7 » اسراف مسلوك مىداشت و چون در تحصيل آن رنجى نديده بود « 8 » قدر آن نمىدانست « 9 » و آن همه ضياع و عقار در معاقرت « 10 » عقار « 11 » به اندك مدت « 12 » خرج كرد « 13 » و جملگى « 14 » درم و دينار در خمر « 15 » و قمار بر باد داد ، تا « 16 » كار او به درجه‌اى رسيد كه از نقود « 17 » و عروضش « 18 » هيچ‌چيز نماند . پس چوبهاى خانه بازمىكرد « 19 » و مىفروخت « 20 » و درهاى خانه مىكند « 21 » و مىسوخت « 22 » و از وجوه آن اسباب خود « 23 » مهيا مىگردانيد « 24 » . حريفان پياله و نواله چون او « 25 » را مفلس ديدند روى از وى « 26 » بگردانيدند و از مصاحبت او « 27 » مجانبت نمودند « 28 » .

--> ( 1 ) - مج + و از نظاير و امثال اين حكايت آن است كه ( 2 ) - مج + قاضى محسن تنوخى ( 3 ) - در سه نسخه : عسقى ، مج : عنفسى در حاشيه اصلاح كرده و عتيقى نوشته است ( 4 ) - مپ 2 : و ( 5 ) - مج + داشت ( 6 ) - مپ 2 : آن خرج ( 7 ) - مپ 2 - طريق ( 8 ) - بنياد + و زحمتى در جمع آن نكشيده بود ( 9 ) - متن و بنياد - قدر آن نمىدانست ( 10 ) - بنياد : معاقور ( 11 ) - متن - در معاقرت عقار ( 12 ) - مج و بنياد - باندك مدت ( 13 ) - مپ 2 - قدر آن نمىدانست . . . باندك مدت خرج كرد + آن را ( 14 ) - مپ 2 : جمله از ( 15 ) - بنياد : شراب ( 16 ) - مج : بخورد و ( 17 ) - مج : نقودش ( 18 ) - مپ 2 : عروض ، بنياد : جنسش ( 19 ) - مج : مىكردى ( 20 ) - مج : مىفروختى ( 21 ) - مج : برمىكند ( 22 ) - بنياد : خرج مىنمود ( 23 ) - مج : معاش ( 24 ) - مپ 2 - و از وجوه . . . مىگردانيد ( 25 ) - مج : آن ( 26 ) - مج : او ( 27 ) - مج - او ( 28 ) - مج : اختيار كردند